چهارشنبه, ۲۶ مهر , ۱۳۹۶
آخرین مطالب
خامنه‌ای دات آی‌آر
کد خبر:4454 تاریخ ارسال: ۱۸ فروردین ۱۳۹۶

گزارش راهیان نور ۹۵ (برادران)

بسم الله النور
روحانی کاروان : حجت الاسلام حکمت
راوی همراه : آقای مؤزی پور
روز اول:
راه آهن اندیمشک
دوکوهه
فتح المبین
دشت عباس
شرهانی
دوکوه
گردان تخریب
روز دوم:
اسکندرلو
فکه
دهلاویه
هویزه
روز سوم:
هویزه
طلائیه
نهر خین
شلمچه
باکری
روز چهارم:
خرمشهر
اروند
مسجد جامع(نماز جمعه)
خرمشهر
معراج شهدا
اهواز

گزیده ای از خاطرات دانشجویی:

صبح روز دوم هویزه

 

مثل اینکه دیگر وقتش رسیده, وقت آنکه چشم ها را بشوییم و جور دیگری ببینیم .

حال و هوایی بود که تنها اشکها میتوانند بیان کنند .

طبق برنامه هرروز بعد از انجام کارهای صبح به سمت مسجد و مزار شهدای هویزه رفتیم

داخل مسجد ، روایتگری و ذکر مصیبت حضرت زهرا سلام الله علیها است

روایت خیلی وقت بود که شروع شده

همه ی دشت بوی خون میداد ، نخل ها روایت می کردند ، غربت سید مهدی علم الهدی که به مادرش می ماند

تنهایی یارانش دل همه را کربلایی کرده بود . آنقدر که بغض آسمان هم ترکید.

از اول صبح آرام آرام به یاد مادر اشک ریخته بود و چه زیبا زمزمه ی یا حسین یا حسین …

نزدیک مسجد شدیم ، در راه زیر باران حسابی خیس شده بودیم ، داخل حیاط بین قبرهای شهدا با چادرهای خاکیشان دست به دامان هر شهید پا به پای باران می گریستند.

اما داخل غوغایی بود.

شیون و ناله با طنین دلنشین راوی گره خورده بود ، قلب مسجد را به تپش انداخته بودند ، انگار همین دیروز بود که علم الهدی و یارانش غریبانه شهید شدند .

بی درنگ وارد شدم

انگار جذبه ای همه را به میانه مسجد می کشاند

آنجا که حرف از کوچه غربت و سیلی خیانت به میان آمد

اما راوی عاشقانه می گفت

ما بعدا هم نفهمیدیم علم الهدی که بود.

دیگر به آخر روضه رسیدیم

اما بی قراری ادامه داشت

می باریدند و از مسجد بیرون آمدند

همچو آسمان که از اول صبح دشت را می شست ، دیگر دلهامان پاک شده بود.

“اللهم اغسلنی فیه من الذنوب و طهرنی فیه من العیوب و امتحن قلبی فیه بتقوی القلوب یا مقیل عثرات المذنبین”

 

_DSC0060  _DSC0087  e_DSC0323

1

2

3

4

5

6

7

e_DSC0056

e_DSC0144

e_DSC0158

e_DSC0192

::نظرات

اعلانات






تمام حقوق مادی و معنوی برای حوزه بسیج دانشجویی بقیة الله الاعظم محفوظ می باشد
BasijUTN.ir